وسايل اسكی
علاوه بر نجاری صدری يك نجار ارمنی هم به نام واراز در خيابان لاله زار سفارش ساخت اسكی را می گرفت اما اولين كارگاهی كه به توليد انبوه اسكی پرداخت واقع در خيابان شمالی كاخ دادگستری بود . اين كارگاه اسكی هايی به نام اتحاد از سال 1320 به بعد توليد كرد و كيفيت اسكيهايش نيز نسبتاً خوب بود ولی چون نتوانست به تكنولوژی ساخت وسايل اسكی های اروپايی برسد پس از 20 سال سرتسليم فرود آورد و توليد را متوقف ساخت در سال 1328 يك كارخانه كوچك ارتشی برای ساخت چوب اسكی به همت سرگرد يحيايی در لشكرك داير شد . ولی چون چوبهای ساخته شده در سطح استاندارد های بين المللی نبود سرگرد يحيايی چند نفر را مامور نمونه برداری از انواع چوبهای جنگلی كرد .
پس از آزمايش چوبها متوجه شدند كه چوب شمشاد دارای مقاومت فوق العاده خوبی است و احتمالاً اگر با تركيب اين چوب و چوب آزاد و چوب بلوط اسكی بسازند رضايت بخش خواهد بود. وی به ارتش پيشنهاد كرد كه يك متخصص چوب شناس و فرم بندی اسكی از سوييس و يا فرانسه به طور موقت استخدام كنند تا اسكيهای قابل رقابت با اسكيهای خارجی تهيه كند و حتی بخشی از توليد هم به خارج صادر شود . اين پيشنهاد معقول بود زيرا در آن زمان وسايل اسكی از نظر تكنولوژی ساخت و مواد ، هنوز در مراحل ابتدای خود بود و ساخت آن مستلزم سرمايه گذاری سنگين و برخورداری از دانش فنی خاص و بازار وسيع بود.
پس از آزمايش چوبها متوجه شدند كه چوب شمشاد دارای مقاومت فوق العاده خوبی است و احتمالاً اگر با تركيب اين چوب و چوب آزاد و چوب بلوط اسكی بسازند رضايت بخش خواهد بود. وی به ارتش پيشنهاد كرد كه يك متخصص چوب شناس و فرم بندی اسكی از سوييس و يا فرانسه به طور موقت استخدام كنند تا اسكيهای قابل رقابت با اسكيهای خارجی تهيه كند و حتی بخشی از توليد هم به خارج صادر شود . اين پيشنهاد معقول بود زيرا در آن زمان وسايل اسكی از نظر تكنولوژی ساخت و مواد ، هنوز در مراحل ابتدای خود بود و ساخت آن مستلزم سرمايه گذاری سنگين و برخورداری از دانش فنی خاص و بازار وسيع بود.
متاسفانه اين پيشنهاد مورد قبول قرار نگرفت و اسكيهای ارتشی همان خاصيت يكبار مصرف خود را حفظ كرد و سرانجام بعد از مدتی توليدش متوقف شد . علاوه بر اين توليد كنندگان كارگاهی عده كثيری توليد كننده انفرادی نيز در آن زمان بدون وقفه و با پشتكار عجيبی مشغول ساخت و تعمير اسكی بودند.
اينان خردسالان تلو و آبعلی و شمشك بودند كه هر يك به تدبيری اسكی می ساختند و چون اسكيها زير پايشان دوامی نمی آورد در واقع هميشه در حال ساخت يك اسكی جديد يا تعمير اسكيهای قبلی بودند .
به جرات ميتوان گفت كه بزرگترين معضل اسكی بازان آن دوران كيفيت نازل وسايل بود. حتی برای بهترين اسكی بازان هم اين مشكل وجود داشت . محمود بگلو قهرمان سابق تيم ملی می گويد : مهمترين مسئله ما اسكی بازان مسابقه رو چوب و وسايل جانبی آن بود . هر وقت يكی از ما می توانست يك جفت چوب اسكی خوب اروپايی برای شركت در مسابقه از كسی قرض بگيرد به راحتی می توانست 10 ثانيه از ديگران پيشی گيرد . به همين خاطر همگی ما می دانستيم كه اسكيهای خوب كه تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمی كر صاحبانشان چه كسانی هستند و هرگاه
مسابقه مهمی در پيش بود سعی ميكرديم يكی از اين اسكيها را به نحوی قرض بگيريم .چنين بود يكی از مشكلاتی كه اسكی بازان آن زمان با آن مواجه بودند ولی از اواسط دهه 1330 مشكل وسايل با ورود اسكيهای خارجی حداقل برای كسانی كه قدرت خريد آن را داشتند تا اندازه ای برطرف شد با وجود آنكه اسكی به ورزش اشرافی معروف شده بود قيمت وسايل در مقايسه با قيمتهای كنونی با در نظر گرفت قدرت خريد مردم ارزان بود و با 500 تومان می شد تمامی وسايل اسكی را تهيه كرد .
برگرفته از کتاب آقای دکتر محسن محسنين.